نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

هفته شادی که گذشت...

1393/7/25 1:15
نویسنده : مامان و بابا
664 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسل مامانی؛

هفته ای که گذشت یکی از هفته هایی بود که خیلی خوب بود و دوسش داشتم. البته؛همه هفته های با تو بودن خوبه ،ولی من با این هفته خیلی حال کردم و گفتم عکسات بزارم که شما هم بعدا با دیدن عکسات و کارهای شیرینت کلی حال کنی.اولین چیزی که خوشی این هفتمون بیشتر کرد وجود دلگرم و دوست داشتنی بابایی در کنارمون بود آخه روز سه شنبه عید غدیر بود و بابایی تعطیل بود، جونمی جووووووووووووووووووووووووووون.

مامانی منم این روزو غنیمت دونستم و به عشق تو و بابایی یه آبگوشت مشت درست کردم، یه آبگوشت سه نفره ی خوشمزهههههههههههههههههههههه

راستیتش مامانی این دومین باری بود که تو کل زندگیم آبگوشت درست کردم و اولین باریم بود که سه نفری خونمون آبگوشت خوردیم،خییییییییییییییییییییلی چسبید ،آخه ناناسی کارای بامزه تو چسبناک ترش کرد...

پس آبگوشت چی شد بیارین دیگه من گرسنمه

ناس ناسی مامان اگه می خوای بقیه عکسای با مزت ببینی حتما برو ادامه مطلب...

یزره بخورم ببینم چه مزه ایه

نه مثل اینکه خیلی خوشمزه است

تا اینجاش که کلی حال کردم بزار بکوبمش ببینم گوشت کوبیدش چه مزه ایه

آخر هفته ام به خونه عمه جونی و عمو محمود دعوت شدیم،به مناسبت ماهگرد فرشته کوچولوشون،محدثه نازمون 2 سال و 4 ماهش شده هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ما از بعد اظهر رفتیم خونه عمه جونی که شما حسابی با محدثه بازی کنی و خوش بگذرونی آخه شما دو تا وروجک عاشق همید و از بودن کنار هم سیر نمیشید،خدا حفظتون کن جیگرای من.

محدثه جون به منم بستنی میدی؟

چرا نمیدم خودت هر چی می خوای بردار

مسی محدثه جون خیلی چسبید کلی انرژی گرفتم

نوبتیم باشه نوبت گرفتن جشنمونه

مبارکهههههههههههههههههههههههه

عکس هنری زیبا اثری ماندگار از بابایی

باباجون دست درد نکنه به خاطر عکسای قشنگت

خیییییییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم

خاله دورت بگرده به خاطر ژس قشنگت هلاک این ژساتم خاله جون

ماهگردت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

خوب حالا یزره کیک بخورم دلم آب افتاد

به به خیلی خوشمزه است عمو محمود و عمه جونی دستتون درد نکنه 

حالا نوبت خوردن بلاله

به به چه شیر بلالی،خیلی دوست دارم

عمو محمود دست درد نکنه برام کباب کردی،خیلی چسبید

مثل اینکه مامانی امروز آزادم گذاشته،آخه من پفک خیلی دوست دارم،مامانم برام پفک نمیخره میگه خوب نیست

تعجبم امروز کاری به کارم نداشت منم حول شدم دارم تند تند می خورم

به به پفکم حسابی چسبید

نیکا جونی دارم برات شعر می خونم که شیرت بخوری و بزرگ بشی

واااااااااااااااااااااااااااااااااای الان بستنی خیلی می چسبه

مامانی یواش تر کاسش نخوری

بریم سراغ یه شام خومزه که شاهکار عمه جونیه

واااااااااااااااااااااااااااااای عمه جونی خیلی خومزه است،

دست گلت درد نکنه،خیلی دوست داشتم

مامان برات بمیره بعد از اینکه شامت خوردی در حالی که هنوز سفره پهن بود با زبون شیرینت به باباحاجی می گفتی اباسی، همین طور که باباحاجی داشت شمارو تاپ میداد از بس بازی کرده بودی ،حسابی خسته شده بودی و روی تاپ خوابت برد  

عزیزای دلم شاد بودن حق طبیعی شما بچه هاست

ایشالا همیشه شاد باشید...

دوستون دارم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان حديث
28 مهر 93 18:48
بوووووووووووس
مامانی دخمل بلا
10 آبان 93 15:48
چرخید خداوند به دور سر تو زد بوسه به پاره پاره ی پیکر تو والله که کشتی نجات همه است گهواره ی کوچک علی اصغر تو
مامان حديث
18 آذر 93 16:31
لبخند بزن و دنیا با تو لبخند خواهد زد سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دار دار خبردار حديث شده دندون دار.....